معجزه ای به نام نوازش

images (3)

همه مردم مي‌توانند مورد نوازش واقع شوند. نوزادان به نوازش‌هاي فيزيكي مانند در آغوش گرفته شدن نياز دارند. بهترين نوازش اين است كه احساس كني از زماني كه به دنيا آمدي، دوستت داشته‌اند و قبولت كرده‌اند فقط به خاطر خودت. وقتي بزرگ مي‌شوي ديگر آنقدر به در آغوش گرفته شدن نيازي نداري ولي هميشه به كسي احتياج داري كه برايت اهميت قائل باشد و اين را به تو بگويد. البته نوازش مثبت (يعني دريافت عشق و احساس‌هاي خوب)‌ تنها يك قسم از نوازش است و اما هر گونه توجهي از يك شخص ديگر نوازش محسوب مي‌شود، حتي وقتي كسي به تو بگويد كه تو را دوست ندارد. البته بين خودمان باشد، جوان‌ها چون دوست دارند همينطوري مورد توجه قرار بگيرند، پس خودبخود بيشتر از بزرگسالا‌ن به توجه احتياج دارند.

وقتي كسي به تو توجه مي‌كند، حتي اگر از روي شماتت باشد بهتر از ناديده گرفته شدن است. خواه كسي به تو گوش بدهد، به آرامي به پشتت بزند يا حتي بگويد كه اعصاب خردكن هستي، باز هم نوازش محسوب مي‌شود. براي ادامه حيات تو به هر گونه نوازشي نياز داري. خوب، بد. اما براي اين كه بهترين احساس‌ها را داشته باشي، به نوازش‌هاي خوب، مثبت و دوست‌داشتني نياز داري.

اگر به اندازه كافي نوازش‌هاي خوب نمي‌گيري و اگر به اين دليل كمي ناراحت، منزوي و افسرده‌اي، الان، همين الان، وقت تغيير است. بايد از خودت شروع كني. خواندن اين مقاله شايد اولين قدم براي تغيير اوضاع، دريافت نوازش و رسيدن به احساس‌هاي خوب و شادي‌آور باشد.

نوازش يعني نگاه و سلام پر از صميميت به شما، جمله كوتاه معلم زير نمره خوب ورقه امتحانتان يا دست دوستي سر شانه‌تان و صحبتش درباره شما با ديگران، وقتي همه دارند حرف مي‌زنند، تا دوباره شما محور بحث شويد.

نوازش يعني وارد شدن به آگاهي‌ فرد ديگر. اريك برن (روان‌شناس)‌ مي‌گويد: نوازش را مي‌توان اصطلاحا هر نوع حركتي به حساب آورد كه حضور ديگري را تاييد كند. نوازش چيزي است كه «كودك» درون ما احساس مي‌كند. نوازش همان چيزي است كه همه ما در هر سني كه هستيم به آن نياز داريم، منتها به شكل‌هاي متفاوت. هم نياز داريم نوازش بشويم و هم نياز داريم ديگران را نوازش كنيم. نوازش در لغتنامه دهخدا اين گونه تعريف شده است: مهرباني، مرحمت، شفقت، خوشرويي، انسانيت، تسلي و دلجويي.

بيشتر نوازش‌ها به انسان احساس خوبي مي‌دهند انرژي مي‌بخشند. تمام روابط متقابل ما با يكديگر تبادل نوازش محسوب مي‌شود. مثلا‌ وقتي كه شما به كسي سلام مي‌كنيد (يك نوازش كلامي به او داده‌ايد)‌ و در مقابل او با سر جواب شما را مي‌دهد. (او نوازش غيركلامي به شما داده است)‌

نوازش از نظر روانشناسی تحلیل رفتار متقابل:

انسان در هر ارتباط متقابل به دنبال کسب نوازش و توجه می گردد.

نوازش عبارت است از ” توجه به حضور دیگری که ممکن است به صورت تماس جسمانی، نگاه و یا کلامی باشد و نیاز انسان به توجه و تأیید را ارضا می نماید. ”

در واقع نوازش واحدی از توجه است که در فرد انگیزه ایجاد می کند. بارها مشاهده شده که نوزادان محروم از تحریک جسمانی، مستعد ابتلا به انواع مختلف بیماری هستند و گاه حتی فقدان تحریک جسمانی موجب مرگ آنان می شود.

تحقیقاتی حاکی از آن است که ” محرومیت از محرک، موجب آسیب های ذهنی و واکنش های هیجانی از جمله روان پریشی می گردد ” نوازش چه مثبت و چه منفی مورد نیاز بشر است و اگر از آن محروم باشد احساس طردشدگی به وجود می آید به طوری که نوازش منفی به نوازش نشدن ترجیح داده می شود.

 نوازش مثبت :

نوازش مثبت موجب رشد عواطف سالم فرد می شود و احساس مطبوعی را در فرد بر می انگیزد که از ارتباط صمیمانه سرچشمه می گیرد.

نوازش منفی :

نوازش منفی احساس نامطبوعی در فرد به وجود می آورد مثل طرد شدن یا مورد کنایه قرار گرفتن که منجر به تحقیر شده و پیام ” تو خوب نیستی ” به فرد داده می شود.

درصورتی که فرد پیام نوازش مثبت را دریافت نکند مایل به پذیرش نوازش منفی خواهد بود و خود را محق آن می داند. انسانها از بی تفاوتی گریزانند.

از مجموعه نوازش های مثبت تحت عنوان ” بانک اعتباری ” یاد می شود.

نوازش شرطی :

توجهی که مشروط به انجام کاری به شخص داده شود، نوازش شرطی نام می گیرد مانند ” تو را دوست دارم اگر … ”

نوازش غیرشرطی :

توجه به آنچه که واقعا در یک فرد وجود دارد مانند ” چشم های تو خیلی زیبا هستند ” نوازش غیر شرطی نامیده می شود.

 نوازش کلامی :

هر گونه صحبت و توجه کلامی از یک “سلام” ساده تا صحبت های طولانی و درازمدت جزو نوازش های کلامی محسوب می شوند.

نوازش غیر کلامی (رفتاری) :

هر نوع توجه غیر کلامی از نگاه گرفته تا در آغوش گرفتن در شمار نوازش های رفتاری به حساب می آیند.

نوازش هدف دار :

به منظور این نوع نوازش در ارتباط با دیگران، با آگاهی از نوع احساس ها و ارزش ها، نوازش را از پیش تهیه و ارایه می نماییم، مثل خرید هدیه برای کسی.

 نوازش بیرونی :

نوازش گرفتن از طرف شخص دیگر، برای رفتار سالم و سلامت روانی فرد لازم است و به این طریق نیاز شدید انسان به انگیزه و محرک بر طرف می شود.

طلب نوازش به جستجو برای توجه تبدیل و سبب می شود فرد در خود احساس سرزندگی و شادی کند. به عبارت دیگر، کمبود نوازش به وخیم شدن وضعیت روحی، هیجانی و جسمی فرد منتهی می شود.

به نمونه هایی از نوازش بیرونی توجه کنید:

– دوستی شما را می بیند لبخند می زند.

– همسر شما از عطری استفاده کند که شما دوست دارید.

– دوست شما تولد شما را تبریک می گوید.

نوازش درونی :

منشاءهای درونی همچون خاطرات قدیمی، تخیلات و عقاید جدید، نحرک و اشکال دیگری از خودانگیختگی را به همراه دارد که نوازش هار درونی نامیده می شود.

بخش مهمی از نوازش درونی، مجموعه ای از نوازش هایی است که ما در ذهن خود ذخیره کرده ایم. همه ما گنجینه ای از نوازش مثبت و منفی مورد علاقه مان را در ذهن نگهداری می کنیم. بعضی افراد فقط به نوازش های منفی توجه می کنند و اغلب خاطرات خود را در مورد نوازش های منفی بازنگری می نمایند. بعضی افراد دیگر، این گنجینه را به نوازش های مثبت اختصاص می دهند. بنابراین مانند این است که یک ذخیره ارزشمند در اختیار دارند و آن را در روزهایی که ذخیره نوازش های بیرونی آنان اندک است، استفاده می نمایند.

نوازش خویشتن :

نوازش خویستن نوعی از نوازش درونی است که شامل تعریف و تمجید از موفقیت های خود، تشویق و رضایت از خود بوده که به ما احساس خوبی می دهند و سبب رشد عاطفی – هیجانی ما می شوند. در کودکی به ما آموخته اند که ” خودت را نوازش نکن ” و ما را از این منبع مهم و همیشه در دسترس محروم ساخته اند.

نوازش مستقیم :

اگر در یک ارتباط متقابل و بدون واسطه نوازش مبادله گردد مانند سلام و احوال پرسی و فشردن دست یکدیگر، نوازش مبادله شده از نوع مستقیم است.

 نوازش غیر مستقیم (پیک نوازش) :

چنانچه تبادل نوازش از طریق واسطه قرار دادن یک فرد با یک شی انجام پذیرد، مانند ارسال دسته گلی برای یک دوست، گفته می شود که نوازش غیرمستقیم صورت گرفته است.

 بی تفاوتی :

به همان اندازه که نوازش مثبت محرک است، نوازش منفی هم ایجاد تحرک می کند، ولی دری بی تفاوتی هیچ گونه ایجان انگیزه مثبت یا منفی وجود ندارد. بنابراین بی تفاوتی نوعی نادیده گرفتن است. انسان ها مایل هستند نوازش مثبت را به نوازش نداشتن ترجیح می دهند، در واقع بی تفاوتی حتی از نوازش منفی دردناک تر است.

جالب است که انسان پیام ” تو انسان خوبی نیستی ” رو به بی تفاویت ترجیح می دهند.

 قوانین محدود کننده و غلط :

* خودت را نوازش نکن. یعنی هر خاطره شیرین در ذهن که منجر به احساس شادی و ارزشمندی می شود مرور نمی شود.

* نوازش را که می خواهی و به تو می دهند، آن را نپذیر.

* نوازشی را که به آن مایل نیستی طرد نکن. یعنی هر زمان به تو پیام منفی رسید رد نکن و بپذیر.

* اگر تمایل داری به کسی نوازش بدهی، از آن خودداری کن. بسیار پیش می آید که مایل به نوازش کردن کسی هستیم ولی مطمئن به پذیرش او نیستیم و نمی دانیم قبول می کند یا نه. چون در تجربیات قدیم با استقبال فرد روبرو نشدیم و در شک ماندیم.

* وقتی به نوازش نیاز داری، آن را درخواست نکن. در زندگی با همسر بسیار مشاهده می شود که نیاز به نوازش موج می زند ولی کسی مایل به بروز و درخواست کردن نیست.

بارها مشاهده می کنیم کسی دست نزدیکانش (بچه – همسر و …) را در دست دارد به طوریکه انگار دست غریبه ای را در دستش گرفته.

بارها شده که به خانه زوجی می رویم که نیاز به نوازش در آنها موج می زند. آنها به راحتی با دوستان خود درباره نیاز به حمایت عاطفی و نوازش شدن صحبت می کنند ولی اصلا همسر روحش هم خبر ندارد.

بارها شده در تنهایی های خودمان از بانک اعتباری یعنی نوازش های مثبت درونی خود استفاده نمی کنیم و خود را لایق آنها نمی دانیم. بیشتر نوازش های منفی را مرور می کنیم.

نوزاد، نوازش، محروميت عاطفي‌

ساده‌ترين مورد نوازش، همان نوازش نوزاد است. نخستين رابطه نوزاد با دنياي خارج از طريق لمس كردن حاصل مي‌شود. لمس كردن حسي است كه نوزاد از طريق پوست و سپس به وسيله دهان آن را تجربه مي‌كند. طي دوران بارداري جنين به دليل كيسه آبي كه در آن قرار دارد به وسيله ديوار بطن مادرش احساس آرامش و نوازش مي‌كند، ولي هنگام توليد اين رابطه فيزيكي به هم مي‌خورد و نوازد آن احساس خوشايند را گم مي‌كند. در حالي كه نوزاد تازه متولدشده هنوز به آن آرامش و نوازش احتياج دارد تا به تدريج به محيط جديد عادت كند. در آغوش گرفتن، برقراري تماس جسمي و ماساژ دادن نوزاد، به راحتي فقدان رابطه فيزيكي دوران جنيني او را با مادر جبران مي‌كند. ماساژ دادن باعث نرمي پوست و مفاصل، رفع خستگي و وحشت كودك مي‌شود و احساس خوشايندي به او مي‌دهد. دكتر اسپيتز‌ متوجه شده است، نوزاداني كه پس از تولد براي مدتي طولاني از آغوش مادر و نوازش او محروم مي‌شوند، كم‌كم دچار افت روحي غيرقابل جبراني خواهند شد و چه‌بسا سرانجام با ناراحتي‌هاي رواني ناشي از آن از پا درآيند. وي اين محروميت را «محروميت عاطفي» مي‌نامد.

 نوازش هم‌رديف آب و غذا

پس از تولد و ورود به صحنه روزگار، نوازش بود كه به ما اطمينان داد زندگي در اين بيرون نيز «خوب» است. نوازش در آن موقع زندگي‌بخش بود، امروز هم هست. اريك برن در يك جمله اهميت «نوازش» در يك زندگي عادي را چنين بيان مي‌كند: «اگر نوازش نشوي، مخت مي‌پكد». او در توضيح اين جمله مي‌آورد: بعد از آن كه دوران صميميت دامان مادر به پايان مي‌رسد فرد بقيه عمر را، هر روز، با موانع مختلف اجتماعي،‌ زيستي يا روان‌شناختي كه سد راه آن صميميت جسمي به سبك دوران نوزادي است، دست به گريبان است و تلاش مداوم و مستمري براي كسب مجدد آن صميميت دارد. در بسياري موارد، فرد ياد مي‌گيرد كه با كمترين نوازش خود را راضي كند (شايد به دليل عدم توانايي در دادن و باز‌ پس گرفتن نوازش)‌ تا آنجا كه گاهي حتي مشاهده يك سر تكان دادن در تاييد كارهاي او و شناخته شدن موجوديتش، برايش كافي است. اگرچه آرزوي اوليه او براي صميميت جسماني كاهش‌ناپذير باقي‌‌ خواهد ماند و همچنان در حسرت آن نوازش سرشار، جسمي و بي‌شرط باقي‌ مي‌‌ماند.

«آبراهام مازلو» نوازش را در سلسله‌مراتب نيازهاي انسان هم‌رديف آب و غذا مي‌داند. ما غالبا مي‌‌توانيم نوازش‌هاي مثبت و نوازش‌‌هاي منفي را از يكديگر تميز دهيم؛ نوازش‌هايي كه باعث ايجاد احساس خوب و بد در ما مي‌شوند، اما اين را هم مي‌دانيم كه هرگونه توجهي بهتر از بي‌توجهي است مگر آن‌كه حقارت‌آميز و ظالمانه باشد، اما به طور كلي واژه نوازش را به معناي مثبت آن مي‌گيريم و در ادامه مطلب نيز از آن به همين مفهوم استفاده خواهيم كرد.

ميزان نوازش‌

نياز افراد به نوازش وتوجه متفاوت است. شدت عطش و نياز ما به نوازش ظاهرا بستگي دارد به ميزان نوازشي كه در كودكي ديده‌ايم.

اگر نوازش زيادتر از حد باشد آدم‌هاي زياد، رفت و آمد زياد، تلفن‌هاي زياد، تقاضاهاي زياد يا حتي تعريف‌هاي زياد سيستم گيرنده ما از كار مي‌افتد و احساس مي‌كنيم كه دلمان مي‌‌خواهد فرار كنيم. در چنين حالتي ممكن است به خلوت خود پناه بريم و به فعاليت‌هاي مورد علاقه خود در تنهايي بپردازيم مثل: كتاب‌ خواندن، قدم زدن يا رفتن توي اتاق و در را پشت سر خود قفل كردن. وقتي احساس مي‌كنيم سرسام گرفته‌‌ايم، سكوت حالمان را جا مي‌آورد.

بالعكس، اگر ميزان دريافت نوازش پايين‌تر از حد لازم باشد، رفته‌رفته آثار افسردگي، يا افسردگي توام با خشم،‌ ياس و درماندگي در رفتار ما ظاهر مي‌شود و حتي گاهي از نظر جسمي نيز بيمار مي‌شويم. علت ايجاد اين حالات نيز برمي‌گردد به نياز ما. انسان دو نياز مهم دارد؛ نياز جسماني (بيولوژيكي)‌ و نياز به توجه و نوازش (شادي)‌. اگر از انسان نياز عاطفي (توجه و نوازش)‌ گرفته شود و به آن توجه نشود، خود به خود شادي و سرزندگي از وي گرفته مي‌شود كه اين خود سبب ايجاد انزوا و در نتيجه افسردگي مي‌شود.

 سرچشمه «نوازش» مردم هستند

درست است كه مثبت فكر كردن نيروبخش است،‌ اما اولين فكر مثبت ما غالبا اين است كه به انسان ديگر روي بياوريم. ظاهرا اين طور است كه ما نمي‌توانيم خودمان تنهايي تجديد قوا كنيم. حتي در لحظات تنهايي و انزوا فكر ما فورا متوجه ديگران و خاطرات آنها مي‌شود. به گذشته‌هاي خوبي مي‌‌انديشيم كه با آنان داشتيم و كساني را به ياد مي‌آوريم كه ديگر با ما و در كنار ما نيستند ولي در زندگي ما شريك بودند.

يكي از منابع نوازش، يادآوري و تكرار نوازش‌هاي گذشته است. احساس‌هاي خوب و بسيار مهم اوليه ناشي از تحسين و تاييد والدين، تاثير انگيزشي نيرومندي در همه كارهاي ما داشته و دارد. به نظر مي‌رسد كه ما در تمام عمر در جستجوي المثناي نوازش‌دهندگان اوليه خود هستيم.

بازآفريني و مرور خاطرات و نوازش‌هاي گذشته، هرچند براي بعضي‌ها معني و ارزش عميقي دارد اما كافي نيست. ما هر روز به نوازش تازه‌اي نياز داريم، زيرا شادي‌‌هاي گذشته مانند روزنامه ديروز كهنه مي‌شود. همان‌طور كه به غذا احتياج داريم، به تماس با مردم تازه هم نياز داريم. هر شخصي هنگام ورود به محل كار، مهماني ياجمع دو سه نفره دوستانش، سوالي حياتي او را به فكر فرو مي‌برد. اينجا چه طور مي‌شود نوازش ديد؟ اين امر همانقدر براي سلامتي روحي رواني و حتي جسمي فرد لازم و حياتي است كه پستان مادر براي بچه.

 نوازش ديگران‌

نوازش يك شخص يعني برآوردن خواسته او.

همان‌طور كه قبلا گفتيم، نوازش، در اساسي‌ترين شكل خود، يعني وارد شدن به دنياي آگاهي شخص. شما ورود مرا به اتاق مي‌بينيد و با گفتن سلام، آن را تاييد مي‌كنيد. من هم در جواب مي‌گويم سلام. اين احساس خوشايند است. چنانچه اين ابتدايي‌ترين نوع شناخت و تاييد صورت نگيرد، ‌احساس مي‌كنيم كوچك شده‌ايم و به حساب نيامده‌ايم. آن وقت به خود مي‌گوييم مرا اينجا نمي‌خواهند،‌ نبايد مي‌آمدم. آگاهي زماني امكان‌پذير است كه ما بتوانيم خوب،‌ ديگران را ببينيم. (يعني آنها را با همه حالات شخصيتي‌شان)‌ آن وقت است كه مي‌توانيم بفهميم كه به چه چيز نياز دارند. گاهي لازم است كه پس از تاييد حضورشان آنها را تنها بگذاريم. كلمه نوازش، تنها به معناي تماس يا فعاليت‌ جسماني نيست.

كساني كه از كلمه نوازش صرفا معني لغوي آن، يعني تماس يا فعاليت جسماني را در نظر مي‌گيرند گاهي قيافه، حالات و رفتارشان، خنده‌دار مي‌شود. مثلا در يك مهماني، مدام اين‌ور و آن‌ور مي‌روند، دست همديگر را مي‌فشارند، با دست به شانه يكديگر مي‌زنند، همديگر را بغل مي‌كنند، هميشه نيششان باز است و آنقدر به كلامشان حالت مي‌دهند و ادا و اطوار در مي‌آورند كه آدم مي‌‌خواهد از دستشان فرار كند.

نوازش ديگران، هر چند در ابتدا مي‌تواند كام آنها را شيرين كند، اما (حواسمان باشد)‌ شيريني بيش از اندازه نيز ممكن است دلزدگي بياورد.

دستور‌العمل ما ممكن است نوازش ديگران باشد، اما هيچ معلوم نيست كه ديگران هم طالب آن باشند. بهترين تاييدي (نوازشي)‌ كه مي‌توانيم به ديگران بدهيم، اولا آگاهي از حضور آنهاست و سپس دادن پاسخي مناسب براساس آنچه مي‌گويند، مي‌كنند و مي‌خواهند، و نه آنچه ما دلمان مي‌خواهد. عشق و محبت زماني آغاز مي‌شود كه ما «كودك» درون ديگري را ببينيم و بتوانيم به نياز او پي ببريم. (الان، در اين موقعيت، به چه نوع نوازشي احتياج دارد؟)‌ آيا لازم است دست روي شانه او بگذاريم يا فقط سكوت كنيم و به چشمهايش خيره شويم؟ سوالي بكنيم يا اصلا سوالي نكنيم؟ پيشنهاد كمك كنيم يا تقاضاي كمك؟

شور دادن نوازش به ديگران باعث مي‌شود فراموش كنيم ديگران نيز چنين نيازي دارند (نياز به نوازش كردن، دوست داشتن و حتي عاشق شدن)‌ ما اين فرصت را با افراط‌گري‌هاي خود ازطرف مقابل مي‌گيريم. (شايد علت بسياري از شكست‌هاي عاطفي و ايجاد رابطه‌هاي يك‌طرفه و نه دو طرفه نيز همين امر باشد)‌

مطلوب‌ترين نوع نوازش، نوازش بي‌قيد و شرط است. يعني من به كسي توجه كنم. چون …، اين توجه، توجهي شرطي است كه ماهيت خودخواهانه عمل ما را نشان مي‌دهد.

 اشكال نوازش

اگر تمايلي صادقانه به زندگي توام با شادي و رضايت با ديگران داريد، راهكارهاي زير را (كه شكل‌هايي از نوازش هستند)‌ فراموش نكنيد و به كار بنديد.

1 -‌ چشم در چشم دوختن: اين عمل باعث نزديكي مي‌شود. البته اين تماس لازم نيست جدي و طولاني يا به نحوي باشد كه مخاطب مجبور شود نگاه خود را متوجه چيز ديگري كند يا برعكس نبايد خيلي كوتاه و گذرا باشد.

«بيشتر مردم هنوز با شما دست نداده، چشمشان متوجه اطراف مي‌شود. آدم مي‌خواهد داد بزند كه: هي!‌ حواست كجاست.»

اگر عينكي هستيد، هميشه عينك بزنيد. بعضي، گاهي وقت‌ها كه به مهماني مي‌روند، عينكشان را نمي‌برند، چون خيال مي‌كنند بي‌عينك جذاب‌ترند. وقتي ديد شما دو متر بيشتر نيست، چطور مي‌توانيد دست تكان دادن يكي از دوستانتان را از ته اتاق ببينيد؟ اگر نتوانيم مردم را درست ببينيم، نه تنها از نوازش آنها محروم مي‌مانيم بلكه خودمان نيز قادر به نوازش آنها نخواهيم بود.

2 – گوش بدهيد: يكي از بهترين نوازش‌ها گوش دادن به حرف ديگران است. بگذاريد ديگران حرفشان را تمام كنند. آرام باشيد و حوصله داشته باشيد. سرتان را تند و تند تكان ندهيد و بي‌تابي نكنيد، زيرا معناي اين حركات چيزي نيست جز اين‌كه بخواهيد به مخاطب خود بگوييد:

«زودتر حرفت را بزن، برو سر اصل مطلب، وقت ندارم» اگر واقعا وقت نداريد، كافي است با يك جمله مستقيم و منطقي و در فرصتي مناسب ميان گفتگو آن را بيان كنيد: «خيلي دلم مي‌خواست وايسم و به حرفات گوش بدم، اما متاسفانه ساعت 10 قرار دارم و بايد برم». اين جمله را آنقدر مودبانه و صميمانه به زبان آوريد كه احساسات مخاطب شما جريحه‌دار نشود.

3 – سوال كنيد: اين مورد هم مي‌تواند منجر به نزديكي شود به شرطي كه، هم آنچه از ديگران مي‌پرسيم و هم چگونگي پرسش ما كاملا آگاهانه و هوشمندانه باشد. به‌دست آوردن دل‌ مخاطب مي‌تواند به باز شدن سرصحبت كمك كند. طرف مقابل شما ممكن است فرد بسيار موفق و باتجربه‌اي باشد، اما تنها نكته‌داني و هوشمندي شما در سوال كردن، مي‌تواند باعث شود؛ سفره دلش را باز كند و از موفقيت‌ها، تجربه‌ها و خاطراتش براي شما بگويد.

4- از اسم افراد استفاده كنيد: چقدر خوب است ما را به اسم كوچكمان صدا كنند و چقدر آزار دهنده است وقتي كه ما را با لقبي زشت يا يك اسم عمومي (هي، پسر هي، دختر آهاي، تو)‌ صدا مي‌زنند. وقتي كه مردم با هم آشنا شدند، با صدا كردن نام كوچك يكديگر، براساس توافق گروهي، بهتر مي‌توانند روابط خود را ادامه دهند.

بعضي از شركت‌هاي بزرگ استفاده از اسم كوچك را تشويق مي‌كنند. چون معتقدند خودماني بودن، نيروي همكاري و خلاقيت را در كاركنان پرورش مي‌دهد.

بيشتر ما، هنگام انجام مراسم معارفه احساس ناراحتي مي‌كنيم و نمي‌دانيم دقيقا چه بگوييم و خودمان را چگونه معرفي كنيم. اين امر تاسف‌بار است، چون مراسم معارفه مي‌تواند قدم اول در تبادل رفتاري مطلوب باشد و حتي به رابطه‌اي دوستانه منجر شود. ما بايد آداب و رسوم خاص و راحتي را براي خودمان انتخاب كنيم. آداب‌داني نه تنها روابط دوستانه و منظم را گسترش مي‌دهد، بلكه مقاصد ما را نيز برآورده مي‌سازد.

5 – توداري نكنيد: مي‌‌توانيد با معرفي خود شروع كنيد و از خودتان بگوييد.

اگر مخاطب شما هم خودش را معرفي نكرد، كه احتمالا مي‌كند، عيبي ندارد اگر بگوييد: «متاسفم، فكر مي‌كردم اسم شما يادم مانده، اما يادم نيست.» بيان اين جمله بهتر از اين است كه تمام مدت صحبت ناراحت باشيد و مدام به خودتان بگوييد: «خدايا اسمش چيه؟ اسمش چيه؟ …»

6 – مردم‌دار باشيد: هر قدر كه سرتان شلوغ باشد، باز مي‌توانيد يكي ‌ دو دقيقه وقت صرف كنيد، به دوستي تلفن بزنيد، حالش را بپرسيد و از او بخاطر محبتش تشكر كنيد. در اين‌صورت ديگر لازم نيست وقتي كه او را ديديد با بهانه‌تراشي و شرمندگي، عذرخواهي كنيد.

7 – برنامه‌ريزي كنيد: بعضي‌ها فكر مي‌كنند شادي يعني رخ دادن واقعه‌اي به‌طور معجزه‌آسا و اگر بنشين و صبر پيشه كنند، بخت و اقبال در خانه آنها را نيز خواهد زد.

اما بايد بدانيد كه: مي‌توانيد شادي را با يك برنامه‌ريزي ساده به داخل خانه و دل خود بياوريد. برنامه‌ريزي براي يك مهماني كوچك و دوستانه و ساده.

8 – اجازه ندهيد شما را ناديده بگيرند: نقطه مقابل به حساب نياوردن، به‌حساب آوردن است. به ديگران توجه كنيد تا ديگران هم شما را ناديده نگيرند. اگر به كسي گفتيد «سلام» و جواب نداد، دوباره سلام كنيد. تكرار كنيد. شايد نشنيده باشد و شايد وانمود مي‌كند كه نشنيده. اگر شخص اصرار داشت كه شما را ناديده بگيرد، اين مشكل اوست، شما وظيفه خود را انجام داده‌ايد.

9 – خودتان را نگيريد: شوخ‌طبعي نمك زندگي است و مي‌تواند كام ديگران را شيرين كند. خنده نيز مي‌تواند شما را از آن حالت جدي و بي‌روح درآورد. از اين دو موهبت در ارتباط‌هايتان استفاده كنيد.

10 – بركت نتيجه حركت است: در زندگي شما اتفاق تازه‌اي نمي‌افتد مگر اين‌كه بخواهيد دست به‌عمل بزنيد. اگر فعل «خواستن»‌را جانشين «سعي كردن» بكنيد، يك قدم پيش رفته‌ايد. «عمل» را جانشين «خواستن» بكنيد، كار تمام است. سرچشمه احساس‌هاي جديد شما، اعمال جديد شماست، نه فكر كردن به آن اعمال.

11 – سنگ بزرگ برنداريد:‌ اگر همين امروز به هر يك (تنها يكي)‌ از پيشنهادهاي فوق درباره نوازش عمل كنيد، طلسم را شكسته‌ايد. پس شروع كنيد.

 نوازش منفي بهتر از هيچي!

شايد به نظر بيايد كه همه ما به دنبال كسب نوازش‌هاي مثبت هستيم و در مقابل از دريافت نوازش‌هاي منفي اجتناب مي‌كنيم. اما متاسفانه واقعيت چيز ديگري است. اصلي كه ما براساس آن رفتار مي‌كنيم اين است كه هر نوازشي (چه مثبت، چه منفي)‌ بهتر از نبود آن است. ما ترجيح مي‌دهيم كه نوازش منفي دريافت كنيم تا اين كه هيچ نوازشي دريافت نكنيم. ممكن است علت اين امر به دوران نوزادي و كودكي ما برگردد. زمان‌هايي كه از دريافت نوازش مثبت محروم مي‌شديم، ممكن است دست به كارهايي زده باشيم تا حداقل نوازش منفي دريافت كنيم (براي جلب توجه)‌. براي اين كه بزرگترها به هر بهانه‌اي كه شده ‌ ما كوچكترها را هم ببينند و ممكن است امروز در زندگي بزرگسالي نيز طبق يادگيري كودكي همچنان به دريافت اين نوازش‌هاي منفي ادامه دهيم. در واقع ما ياد مي‌گيريم كاري كه منجر به دريافت نوازش شده است را بيشتر انجام دهيم. (چه مثبت، چه منفي)

 

منبع: ناشناس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.